75774210912

مشاوره تلفنی

جرم ضرب و جرح

ضرب به عملی گفته می شود که عوارض آن موجب کبودی و ورم بدون خونریزی است.جرح نیز به عملی گویند که موجب از هم گسیختگی بافت هایی بدن فرد شود و منجر به ایجاد بریدگی و پارگی در بدن می گردد.شکستن استخوان و نقص یا قطع عضو از مصادیق جرح می باشد. جرم ضرب و جرح از مصادیق جنایت بر عضو است.جنایت بر عضو شامل هر آسیب کمتر از قتل مانند قطع عضو، جرح و صدمه‌های وارد بر منافع می باشد.ماده 614 قانون مجازات اسلامی در رابطه با جرم ضرب و جرح بیان داشته است که هر کس عمداً به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد که موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضا یا منتهی به مرض دایمی‌ یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل مجنی‌علیه گردد در مواردی که قصاص امکان نداشته باشد چنانچه اقدام وی موجب اخلال در نظم‌ و صیانت و امنیت جامعه یا بیم تجری مرتکب یا دیگران گردد به دو تا پنج سال حبس محکوم خواهد شد و در صورت درخواست مجنی‌علیه مرتکب‌به پرداخت دیه نیز محکوم میشود.

 

 

 

تعریف و شرایط وقوع جرم ضرب و جرح

 

  • متناسب با نوع آسیبی که از طریق ضرب به بدن شخص آسیب دیده وارد می شود، برای مجرم مجازات دیه یا ارش یا تعزیر در نظر گرفته خواهد شد.
  • در جرح نیز بر اساس شدت و ضعف جنایت وارده، مجازات مرتکب متفاوت خواهد بود.منظور از ارش، مقدار مالی است که به عنوان جبران خسارت مالی یا بدنی پرداخت می‌شود و در قانون برای آن اندازه‌ای مشخص نشده است. قاضی رسیدگی کننده به موضوع بر حسب نوع آسیب، میزان ارش را با کمک پزشکی قانونی تعیین می نماید.
  • در صورتی که جنایت بر عضو ، عمدا بر بدن شخص آسیب دیده وارد شده باشد، در صورت تقاضای مجنی علیه می توان در صورت وجود داشتن شرایطی اجرای قصاص عضو، مرتکب را قصاص نمود.
  • شرایط عمومی قصاص در مواد 301 به بعد قانون مجازات اسلامی بیان گردیده است. همچنین مرتکب در صورتی قصاص می گردد که ضرب و جرح عمدی بوده، مرتکب جرم پدر یا از اجداد پدری قربانی جرم نباشد و مجنی ‌علیه هم عاقل و در دین با مرتکب مساوی باشد.
  • در صورتی که ضرب و جرح عمدی باشد و منجر به آسیب و شکستگی و یا نقص عضو فرد شود، مجازات مرتکب قصاص است و در صورتی که شرایط قصاص فراهم نباشد متهم به ۲ تا ۵ سال حبس و یا پرداخت دیه محکوم می گردد.
  • به موجب ماده 290 قانون مجازات اسلامی جنایت در موارد زیر عمدی محسوب می گردد :

الف- هرگاه مرتکب با انجام کاری قصد ایراد جنایت بر فرد یا افرادی معین یا فرد یا افرادی غیرمعین از یک جمع را داشته باشد و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن واقع شود، خواه کار ارتکابی نوعاً موجب وقوع آن جنایت یا نظیر آن بشود، خواه نشود.
ب- هرگاه مرتکب، عمداً کاری انجام دهد که نوعاً موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن، می گردد، هرچند قصد ارتکاب آن جنایت و نظیر آن را نداشته باشد ولی آگاه و متوجه بوده که آن کار نوعاً موجب آن جنایت یا نظیر آن می شود.
پ- هرگاه مرتکب قصد ارتکاب جنایت واقع شده یا نظیر آن را نداشته و کاری را هم که انجام داده است، نسبت به افراد متعارف نوعاً موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن، نمی شود لکن درخصوص مجنیٌ علیه، به علت بیماری، ضعف، پیری یا هر وضعیت دیگر و یا به علت وضعیت خاص مکانی یا زمانی نوعاً موجب آن جنایت یا نظیر آن می شود مشروط بر آنکه مرتکب به وضعیت نامتعارف مجنیٌ علیه یا وضعیت خاص مکانی یا زمانی آگاه و متوجه باشد.
ت- هرگاه مرتکب قصد ایراد جنایت واقع شده یا نظیر آن را داشته باشد، بدون آنکه فرد یا جمع معینی مقصود وی باشد، و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن، واقع شود، مانند اینکه در اماکن عمومی بمب گذاری کند

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *